دوشنبه یکم آبان 1385
بعضی وقتا دلم میگیره از روزای جمعه نفرت دارم نمیدونم چرا؟؟؟فک میکنم که مثل روزای دیگه نیست.شاید به خاطر این باشه که شلوغ نیست.مردم دل مرده میشن هیچکس از خونش بیرون نمیاد به غیر از تعداد کمی!!!اصلآ هوا عوض میشه همه چیز به کل تغیر میکنه مثل اینکه آخر زمون شده.چی میشد جمعه نبود جالب اینجاست که یاد غم و غصه هام میوفتم که چه روزای ثلخی داشتم و چه سختیایی می کشیدم
وای که روزا چه قد زود برا من میگذره حوادث تلخ و شیرین همشون واسم خاطره میشه از یه طرفم بعضیاشون برام تجربه میشه خودم شخصا از تجر به تلخ خوشم نمیاد...البته اینو قبول دارم که زندگیم سختی داره چه میشه کرد باید بسوزی و بسازی دیگه سرتونو بیشتر از این درد نمیارم به امید زندگی خوش واسه همه!!!
نوشته شده توسط امین در ساعت 12:53 | لینک
|
دوشنبه یکم آبان 1385
سلام دوستان بعد از مدتهای مدیدی دوباره اومدم بلاگ آپ کردم خسته نباشم با کوله باری از درد و رنج

نوشته شده توسط امین در ساعت 1:41 | لینک
|
دوشنبه یکم آبان 1385

نوشته شده توسط امین در ساعت 1:28 | لینک
|
یکشنبه سی ام مهر 1385
نوشته شده توسط امین در ساعت 23:57 | لینک
|
